ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

جشن عقد خاله

1391/7/9 16:41
نویسنده : ندا
404 بازدید
اشتراک گذاری

دو روز مونده به جشن خاله، خاله خسته از کارها، ثبت نام دانشگاه، سفارشات مربوط به مراسم، خوابیده، مامان جون داره به عمه فهیمه تعریف می کنه خوبه ابوالفضل کسی خوابه سراغش نمیره، یه دفعه دیدم ابوالفضل با گوشت کوبی که از کشوی آشپزخونه برداشته روان و دوان به سوی خاله ی خوابه از همه جا بی خبر میره، خدا رو شکر سریع تونستم خودمو برسونم، وگرنه خاله یه چیزیش میشد، وقتی به هدفت نرسیدی یه مشت نثار خاله کردی...

پنجم می خواستیم بریم خونه ی خاله منا برای زیارت قبولی، مامان جون پیشنهاد میده من ابوالفضل و نگه دارم شما راحت برین شام، دلمون نیومد، رفتیم خونه ی خاله منای تمیز و با سلیقه، خیلی تلاش کردم که چیزی و نشکونی... خلاصه بعد از شام زود بلند شدیم قبل از اینکه خسارتی وارد بشه... شب اومدیم خونه ی مامان جون، بعد از رنگ کردن موهای مامان جون راه میرفتی و قهقهه میزدی، انگار داری مسخره می کنی، طفلی مامان جون شک کرده بود...

ششم آخرین جلسه ی آتلیه بود، با خاله مریم و دایی وحید رفتیم مزون واسه ی تحویل لباس خاله، چه ذوقی می کردی بین لباس عروسها راه می رفتی، با خانومهای خیاط کلی دوست شده بودی...

و بالاخره هفتم فرا رسید...تولد امام رضا(ع)...توی این روز میمون و خجسته عقد خاله مریم و دایی وحید خونده شد... مبارکه ایشاالله... در طی جشن حسابی شادی می کردی...

1

تو خونه لباساتو که عوض کردم همینطور آروم خوابیدی...

2

با ناآرومی که سر سفره ی عقد کردی نشد تکی ازت عکس بندازم...

3

33

333

وقتی اومدیم تو سالن خیلی گرسنه بودی...

4

سهمتو برداشتی ...

5

 و این هم آخر مجلس در یک عکس دسته جمعی...

خاله خاله خاله، خوشبخت بشی خاله...دوستت داریم خاله...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

مامان آراد(خاطره)
9 مهر 91 19:30
تبریک...ایشالا که خوشبخت بشن..
ایشالا عروسی ابوالفضل جون...
عکسا هم که حرف ندارن..
بوسسسس


سلام فدای مهربونیات خانومی
ایشاالله دامادیه آراد جون
مامان آریام
9 مهر 91 23:48
مبارک باشه..ایشالله خوشبخت بشن و کنار هم عاقبت بخیر عکسهای عسل ما هم که مثل همیشه قشنگ و دیدنی هستند


فدات شم لطف داری گلم
مامی مائده
9 مهر 91 23:53
مبارکهههههههههههه ایشالا خوشبخت بشن


سلامت باشی مرسی
نسیم-مامان آرتین
10 مهر 91 8:43
اووه اووه عروسی مبارکه مبارک ایشالا خوشبخت بشن
نداجون خوش به حالت که خواهر داری ما که از این نعمت محروم هستیم
ایشالا عروسی گل پسرت
راستی جیمیل خاله خیلی ناز خوابیده بوس بوس


سلام عزیزم ممنونم
اگه قابل بدونی ما هم خواهرت و خاله ی پسری
بهجت
10 مهر 91 17:12
مبارک باشه، امیدوارم به پای هم پیر و شاد بشن
از طرف من هم بهشون تبریک بگو لطفا


سلامت باشی لطف داری عزیزم
خاله
13 مهر 91 21:19
خاله خاله خاله خاله خاله خاله خاله خاله خاله
هدیه
18 مهر 91 18:27
هم بازیتم داره میره در هر صورت خوش بخت باشه


دلم براش تنگ میشه
خاله منام من وای خاله منایم من
19 مهر 91 9:49
چقدر خوش گذشت...
مامان ندا روزی که داشت این لباس خوشگل رو برات می خرید چقدر وقت گذاشت و کلافه شده بود... مرتب لباس ها رو تو مغازه با بداخلاقیت برات می پوشوند و تو بی قراری می کردی... واقعا حوصله ی هممون سر رفته بود...
ایشاالله روزی باشه که بریم برات لباس دامادیت رو انتخاب کنیم


خاله ایشاالله اون روز برسه خاله